اثر فوت موكل بر قرارداد وكالت

گفت و گو با جناب آقاي دكتر محمود كاشانی با موضوع «اثر فوت موكل بر قرارداد وكالت» .
وكالت عقدي جايز است و موكل ميتواند هرگاه بخواهد وكيل را عزل كند. بحث اين جلسه درباره پايان يافتن ناخواسته وكالت و يكي از مصاديق آن فوت موكل ميباشد. طبق بند 3 ماده 678 ق.م فوت موكل موجب پايان يافتن وكالت است. ماده 954 ق.م هم در خصوص عقود جايز اينگونه بيان ميدارد: كليه عقود جايز بر اثر فوت منفسخ ميشوند. اين قاعده كلي در قرارداد وكالت نيز به دليل اينكه مبناي آن اعتماد متقابل وكيل و موكل ميباشد قابل اجراست . هر زمان كه موكل اين اعتماد را به وكيل از دست داد حق بركنار كردن او را دارد.
با فوت موكل نيز اين اعتماد پايان مييابد چرا كه ضرورتا اين اعتماد ميان بازماندگان موكل و وكيل وجود ندارد. اگر وكيل، قراردادي را پس از فوت موكل امضا كند اين قرارداد غير نافذ است. زيرا سمت نمايندگي وكيل از موكل پايان يافته بوده است. با اين حال مواردي وجود دارند كه بعد از فوت موكل بايد وكالت را باقي بدانيم. از آنجا كه در قوانين ما اين موارد پيشبيني نشده اند در چند عنوان مطرح ميكنم:
شرط باقي ماندن وكالت؛ شخص موكل در قرارداد وكالت تصريح ميكند كه اين وكالت پس از فوت موكل نيز معتبر است. آيا صحت چنين شرطي را ميتوان پذيرفت؟ چنانچه بند 3 ماده 678 ق.م يا ماده 954 ق.م را از قواعد آمره بدانيم شرط خلاف آن باطل خواهد بود. ماده 6 ق.آ.د.م تصريح ميكند قراردادهاي مخل نظم عمومي و اخلاق حسنه در دادگاه قابل ترتيب اثر نيستند. آيا شرط باقي بودن وكالت پس از فوت موكل برخلاف قواعد آمره است يا اين قواعد را ميتوانيم آمره تلقي نكنيم.
در اين زمينه رويه قضايي منظمي نيز نداريم. مولفان و رويه قضايي در فرانسه وكالت وكيل را در صورت شرط صريح يا ضمني از سوي موكل به قوت خود باقي ميدانند و اين مقررات را داراي وصف آمره ندانسته اند. مثالي در رويه قضايي فرانسه مطرح شده است كه اگر پدري به پسرش وكالت دهد، مبلغي پول را به يك بانك واريز كند اگر پدر پس از امضاي وكالتنامه فوت كند آيا وكيل (فرزند موكل) ميتواند پول را به بانك واريز كند يا نه؟ گفته شده است چون موضوع اين وكالت اقتضا دارد كه در هر حال انجام شود (اراده ضمني موكل بر اين بوده كه در هر حال اين پول به بانك واريز شود) خواه موكل زنده باشد يا نباشد، اگر فرزند اين پول را پس از فوت موكل به بانك واريز كند اين واريز معتبر شمرده ميشود. ماده 405 قانون تعهدات سوئيس در حالي كه فوت موكل را از علل پايان يافتن وكالت دانسته شرط خلاف آن را تجويز كرده ويا چنانچه طبيعت وكالت اقتضا كند وكالت وكيل پس از فوت موكل را داراي اعتبار دانسته است.
نمونه ديگر اين است كه پدري شخصي را به عنوان وكيل انتخاب كرده تا دعوا و پروندهاي را دنبال كند. پس از فوت پدر، ممكن است برخي از ورثه صغير يا غايب باشند و چنانچه بگوييم وكالت اين وكيل منفسخ ميگردد مصلحت موكل ضايع ميشود. بنابراين در وكالت دعاوي، وكالت وكيل ادامه مييابد حتي اگر موكل فوت كرده باشد.
تدوين: سيدابراهيم مهديون – كارشناس حقوقی
[واتقوالله ان الله شدیدالعقاب]