منع تشديد مجازات در مرحله تجديدنظر
|
عشرت عبدالهي؛ چهلمين نشست تازه هاي علوم جنايي با موضوع «منع تشديد مجازات در مرحله تجديدنظر» با حضور استادان حقوق کيفري و جرم شناسي در دانشکده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي برگزار شد. اين نشست ها که از سال 1381 به صورت ماهانه برگزار مي شود با هدف ساخت مباحث نو در علوم جنايي در سطح ملي و بين المللي با حضور استادان، پژوهشگران، دانشجويان، دادرسان و وکلا برگزار مي شود. در اين نشست دکتر منصور رحم دل استاد دانشگاه تهران در خصوص منع تشديد مجازات در مرحله تجديدنظر سخن گفت. همچنين در اين نشست تبيين قاعده و استثنائات آن و تشريح موارد مربوط به اصلاح دادنامه که منجر به تشديد مجازات مي شود و وضعيت امر در مواردي که دادگاه بدوي مکلف به تعيين مجازات معيني بوده و به اين تکليف خود عمل نکرده و نهايتاً تشديد مجازات در مواردي که دادگاه به کمتر از حداقل راي مي دهد، تحت عنوان فروض مختلف مورد بررسي قرار گرفت. همچنين وضعيت امر در مواردي که اصطلاحاً کيفيات مشدده تلقي مي شوند ولي با وجود کيفيات مزبور در دادگاه از تشديد مجازات امتناع مي کند مورد بررسي قرار گرفت. سخنراني دکتر منصور رحم دل را در پي مي خوانيد. در مقام تقابل اين دو به نظر مي رسد اساساً دادگاه تجديدنظر بايد ماده 22 قانون مجازات اسلامي را بر تبصره 3 ماده 22 قانون تشکيل دادگاه هاي عمومي و انقلاب مقدم بداند يعني حق تشديد مجازات را نخواهد داشت. چون اگر ما معتقد به تشديد مجازات باشيم در واقع ماده 22 خود به خود کنار خواهد رفت. قانونگذار نيز مي داند وقتي به استناد ماده 22 اجازه تخفيف مجازات را به دادگاه مي دهد نبايد حکمي وضع کند که زمينه اجراي ماده 22 قانون مجازات اسلامي را منتفي کند. از طرف ديگر در مقام جمع اين دو ماده نمي توان گفت اعمال ماده 22 قانون مجازات اسلامي ناظر به مواردي است که دادستان يا شاکي خصوصي از قبل مجازات تقاضاي تجديدنظر نکرده باشد، چون اگر قائل به اين تفسير باشيم ماده 22 به عنوان يک اصل حقوقي مهم که زمينه قبلي جزايي مجازات را فراهم مي کند، زمينه اجرايي آن را يا از دست مي دهد يا بسيار محدود مي شود. با اين حال به نظر مي رسد در ارتباط با ماده 22 قانون مجازات اسلامي و تبصره 3 ماده 22 قانون مجازات اسلامي بايد قائل به تفسير شويم. حالت اول اين است که دادگاه بدوي با توجه به استنادات موجود در پرونده و با احراز کيفيات مخففه در مجازات متهم تخفيف قائل است و حالت دوم اين است که برخلاف محتويات پرونده صرفاً با استناد به ماده 22 قانون مجازات اسلامي زمينه رهايي متهم از مجازات قانوني را فراهم کرده است. به نظر مي رسد دادگاه بدوي با استناد به کيفيات مخففه، در مجازات متهم تخفيف داده است و دادگاه تجديدنظر اساساً حق تشديد مجازات را نخواهد داشت.فرض سوم مربوط به حالتي است که دادگاه بدوي در محدوده حداقل و حداکثر مجازات، حداقل را براي متهم تعيين کرده است. به نظر مي رسد در اينجا دادگاه تجديدنظر حق تشديد مجازات را نداشته باشد. چون فرض بر اين است که دادگاه بدوي با لحاظ اوضاع و احوال مربوط به وضعيت و در مقام فردي کردن مجازات، حداقل مجازات را مناسب تشخيص داده است.تجويز تشديد مجازات در اين حالت در واقع نفي اختيار دادگاه بدوي در تعيين مجازات مرحله تجديدنظر است. چون معتقديم دادگاه بدوي بين حداقل و حداکثر مجازات در واقع سلطنت مي کند نه حکومت. وقتي دادگاه بدوي حداقل مجازات را براي متهم مناسب تشخيص مي دهد دادگاه تجديدنظر نبايد تشخيص دادگاه بدوي را زير سوال ببرد. در واقع پشتوانه اين نظريه ماده 258 قانون دادرسي کيفري سال 78 است که مي گويد؛ «دادگاه تجديدنظر نمي تواند مجازات تعزيري مقرر در حکم بدوي را تشديد نمايد، مگر در موردي که مجازات مقرر در حکم بدوي کمتر از حداقل ميزاني که در قانون مقرر داشته است و در اينجا دادگاه به حداقل مجازات مبادرت کرده است.»فرض چهارم حالتي است که دادگاه بدوي براساس تکليف قانوني خود مجازات متهم را تخفيف داده است. |

[واتقوالله ان الله شدیدالعقاب]