اگر مدركی دارند مافیا را معرفی كنند

مسعود باستانی- محمدرضا نوربخش: این روزها بازار افشاگری در فضای سیاسی كشور داغ است و افشاگریهای رئیسجمهور و وعدههایش برای مقابله با مافیای ثروت و قدرت هركدام میتوانند یك موضوع جذاب و جدی برای جلب افكار عمومی و پرسشگری رسانهها باشند. دانشگاه آزاد و تهدید به اقدام انقلابی علیه آن یكی از نخستین برنامههای رئیسجمهور در این زمینه بود، از سوی دیگر فعال شدن حامیان دولت نهم در مجلس هفتم و افشاگریهای یك روزنامهنگار اصولگرا ماجرا را جدیتر كرد تا جایی كه بسیاری از دانشگاههای سراسر كشور اقدام به برگزاری جلسات مناظره منتقدان و حامیان دانشگاه آزاد اسلامی كردند و یك سلسله بحث لفظی و جدال رسانهای را شاهد بودیم. به هر حال به نظر میرسد پس از ترمیم اعضای هیات امنای دانشگاه و پایان كار مجلس هفتم اكنون از حجم بحثها و نظرات درباره عملكرد و فعالیتهای این دانشگاه كاسته شده ولی واقعیت این است كه افكار عمومی همچنان پرسشهای زیادی دارد كه بایستی از سوی رسانههای مستقل به آنها پاسخ داده شود. گفتوگو با دکتر عبدالرضا سبحانی، مدیركل انتصابات دانشگاه آزاد اسلامی و مردی كه به عنوان معتمد جاسبی شهرت دارد از چند منظر قابل اهمیت بود. اول اینكه صراحتا سوال كردیم و او هم با جسارت پاسخ گفت و ثانیا اینكه سبحانی منكر اشتباه و خطاهای مدیر خود نشد. او گفت كه جاسبی عاری از خطا و اشتباه نیست و هیچكس هم نگفته است كه ما اشتباه نمیكنیم اما از منتقدان خواست كه منصفانه قضاوت كنند و دانشگاه آزاد را به چشم یك سرمایه ملی بنگرند؛ سرمایهای كه نباید آن را در منازعات سیاسی و جنگ قدرت از بین ببریم.
یكی از ترجیعبندهای ثابت منتقدان دانشگاه آزاد وجود مافیای اقتصادی و مدیریتی در آن است به گونهای كه شخص آقای رئیسجمهوری هم از اقدام انقلابی علیه این مافیا سخن میگویند. شما به عنوان یكی از مدیران ارشد دانشگاه و كسی كه به خوبی ساختار دانشگاه آزاد اسلامی را میشناسید چه پاسخی در برابر این اتهام دارید؟ آیا به راستی به جز سازمان اداری دانشگاه یك سازمان زیرزمینی هم بر تصمیمات و اقدامات دانشگاه اثر میگذارد؟
من علاقهمندم اول چند موضوع را روشن كنم. اولا اینكه گفتمان سیاسی درباره دانشگاه آزاد اسلامی با گفتمان اجتماعی و علمی درباره آن متفاوت است و بایستی این دو محور را از هم تفكیك كنیم. معمولا اینگونه حرفها بدون هیچ سند و مدرك یا شاهدی مطرح میشود و اغلب جنبه سیاسی دارد و به نظر میرسد این سخنان از درون یك جنگ قدرت بیرون میآید. در جنگ قدرت این قبیل حرفها رایج است و یكی از مسائلی كه در مبارزات سیاسی مطرح میشود. بنابراین به گمانم با گفتمان علمی، دانشگاهی و اجتماعی الگوی بهتری برای گفتوگو خواهیم داشت. درباره سوال شما هم باید بگویم كه ساختار ظاهری دانشگاه آزاد اسلامی مشخص است و از هیات امنا تا شورای مركزی یا روسای واحدها و شورای معاونین همه شناختهشده و معین هستند. این مجموعهها سالی چند بار جلسه میگذارند و حرفهایشان هم در رسانهها منعكس شده و مردم از مصوبات آنها مطلع میشوند. از سوی دیگر نسبت دادن مافیا به دانشگاه آزاد كمی غیرمعمول است زیرا ممكن است در یك موسسه اقتصادی مافیا شكل بگیرد اما در یك موسسه علمی كه نزدیك به یك میلیون و 500 هزار نفر دانشجو دارد و با بدنه دانشجویی جوان و شرایط سنی آنها كه پرسشگر و منتقد هستند به راحتی مافیا شكل نخواهد گرفت. در یك مجموعه با این تعداد دانشجو و 24 هزار نفر عضو هیات علمی چه چیزی را میتوان پنهان كرد؟ اصولا چه مسائلی را میتوان از برابر دیدگان این تعداد ناظر در دانشگاه پنهان نگه داشت؟ من پس از مطالعه مطالب گفتهشده نشانی این حرفها را پیدا نكردم، زیرا در دل این سازمان، چیز پنهانی نداریم و مهمتر اینكه ماهیت آن هم به شكلی است كه مافیا نمیتواند در آن رشد كند. حتی باید گفت كسانی كه به یك موسسه فرهنگی و آموزشی كه گروه زیادی از اساتید دانشگاه و دانشجویان و جوانان فرهیخته این كشور را جذب كرده و كار علمی میكنند، اتهام میزنند، در واقع به ارزشهای جامعه هتاكی میكنند و اگر هم مستندی دارند باید برای اظهار آن تسریع كنند.
وقتی به تاریخچه ابراز مخالفتهای سیاسی با دانشگاه نگاه میكنیم، چند دوره مشهود قابل بررسی است. دوره اول در مجلس سوم بود كه در ابتدای آغاز بهكار این دانشگاه نمایندگان مخالف مدعی بودند كه دانشگاه آزاد مدركفروشی میكند و انتقادات خود را به آقای هاشمیرفسنجانی ابراز میكردند. دوره دوم هم مربوط به مقطع ریاستجمهوری آقای خاتمی بود كه معمولا اصلاحطلبان با مدیریت متمركز و مستبدانه دانشگاه مشكل داشتند اما در دوره اخیر بحث مافیای قدرت و ثروت مطرح شده است. آیا این شكل نقادی در جهت اصلاح و بهبود سطح دانشگاه است؟ شما این نقدها را چطور میبینید؟
اگر روند شكلگیری و توسعه دانشگاه آزاد اسلامی را مرور كنیم پاسخ روشن میشود. تاسیس دانشگاه با قانون اساسی جمهوری اسلامی تقابلی ندارد زیرا آنچه در قانون اساسی آمده است مسئله آموزش رایگان برای دوره آموزش عمومی است و در دوره آموزش عالی، آموزش رایگان نداریم پس تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی منع قانونی ندارد. از سوی دیگر هم رشد 20 برابر، ظرفیت آموزش عالی در كشور محصول وجود دانشگاه آزاد اسلامی است چرا كه ما در ابتدا یك كشور جهانسومی با ظرفیت پایین در آموزش عالی بودیم و نمیتوانستیم خواستههای انبوه متقاضیان جوان را برآورده كنیم طبعا این الگو میبایست توسعه پیدا میكرد. این رشد 20 برابری چگونه حاصل شد؟ واقعیت این است كه دانشگاه آزاد اسلامی این الگو را كشف كرد. یعنی به یك استعداد نهفته به نام رغبت به تحصیلات عالیه فرزندان و سرمایهگذاری برای آن پاسخ داده شد. مردم حاضر شدند تا از پول روزانه و سفره نان خود بزنند و خرج تحصیل فرزندانشان كنند و حركت لاكپشتی دولت پاسخگوی این نیاز نبود. درباره مدیریت متمركز هم باید بگویم كه ما در كشوری زندگی میكنیم كه همه چیز آن متمركز است. شما یك وزارتخانه را به من نشان دهید كه مدیریت آن متمركز نباشد. اتفاقا اگر هم شاهدی برای مدیریت غیرمتمركز در كشور وجود داشته باشد همین دانشگاه آزاد اسلامی است. زیرا بودجه آن كاملا غیرمتمركز است. یعنی روسای واحدها پول را از دانشجویان میگیرند و در همان شهر و با قواعد و قوانین وضعشده، خرج میكنند. تنها به جز یك سرانه محدود و ناچیز كه بابت هر دانشجو به سازمان مركزی پرداخت میشود بقیه پول كاملا در همان شهر مصرف میشود. از سوی دیگر وقتی بهترین ساختمانهای یك شهر كوچك به دانشگاه آزاد اسلامی تعلق دارد نشان میدهد كه پول به سرمایه ملی و محلی تبدیل شده است. درباره مافیای ثروت و قدرت هم باید بگویم كه بلی! در دانشگاه آزاد ثروت زیادی انباشته شده است اما باید دید كه این ثروت كجاست؟ در حساب جاری چه شخصی تلنبار شده است؟ این ثروت به زمین، ساختمان و 13 میلیون متر فضای آموزشی تبدیل شده است كه در دورترین و محرومترین نقاط كشور مستقر هستند. من از كسی كه درباره مافیای ثروت در دانشگاه آزاد اسلامی صحبت میكند سوال میكنم كه مالكیت دانشگاه آزاد اسلامی در شهر فردوس زابل و یا میناب برای چه كسی است؟ واقعیت این است كه مردمان محروم همان مناطق مالك اصلی هستند و این سخنان عوامفریبی است زیرا این ثروت انبوه در كشور قانونا هیچ مالك خصوصی ندارد و مافیای قدرت؟! شما یك سند به من نشان بدهید كه ثابت كند كوچكترین بخش از این مجموعه یك مالك خصوصی دارد یا اینكه فرد یا سازمانی از آن سود میبرند.
آقای دکتر، بحث دیگر درباره مفسده مدیریت در این دانشگاه است. مثلا بحث انتصاب برادرخانم آقای جاسبی به عنوان معاونت عمرانی پروژهها و اتهام الیگارشی فامیلی و رفاقتی در مدیریت دانشگاه وجود دارد. شما به عنوان مدیركل انتصابات چه توضیحی دارید؟
بنده در دانشگاه آزاد اسلامی كار میكنم و قبل از اینجا هم در جاهای دیگر مشغول به كار بودهام. بالاخره باید از این الیگارشی یك سند یا شواهدی وجود داشته باشد. اولا اینكه معاونت عمرانی برعهده برادرخانم دكتر جاسبی نیست بلكه در دورانی این مسوولیت بر عهده برادرخانم اخوی دكتر جاسبی بود. ایشان یك مهندس هستند كه در واحد علوم و تحقیقات در كنار صدها مهندس دیگر مشغول به كار بودند و بازده كارشان هم ارزشمند است زیرا واحد علوم و تحقیقات را ساختهاند. ببینید، اگر بخواهیم روی این مسائل دست بگذاریم باید همه شهر را دستگیر كنیم مثلا در همین دولت كنونی چه تعداد از مدیریتها فامیلی است. دولتهای قبلی در این زمینه چطور بودند؟ مسئله این است كه عمل خلاف قانون صورت گرفته است یا خیر؟ واقعیت این است كه فراوانی اینگونه مسائل در دانشگاه بسیار نازل است. فرزندان دكتر جاسبی در این دانشگاه نیستند. تنها یكی از پسران ایشان عضو هیات علمی است و تدریس میكند و هیچیك از نزدیكان ایشان در دانشگاه پستی ندارند. هر كس لیاقت، استحقاق و علم و تقوی دارد باید به او پست داد و نسبت فامیلی ملاك نیست. چنین چیزهایی در دانشگاه آزاد اسلامی واقعیت ندارد.
یكی از انتقادات مهم دولت نهم این است كه استانداردها در این دانشگاه رعایت نمیشود و شهریهها با خدمات آموزشی كه به دانشجویان ارائه میشود تناسبی ندارد. شاید این آسیب چیزی است كه دولتهای قبلی چندان به آن نپرداختهاند و صرفا بحث سیاسی مطرح نیست. در واقع دانشگاه آزاد برای پاسخ به عدمرعایت استانداردهای آموزشی چه پاسخی دارد؟
من نمیگویم كه تمام استانداردها به صورت دقیق اجرا میشود اما باید دید كه اولا آیا این استانداردها در دانشگاههای دولتی رعایت میشوند؟ این مجموعه یك دانشگاه نوبنیاد است كه در سال 61 تاسیس شده و نمیتوان آن را با دانشگاه تهران كه 75 سال پیش تاسیس شده است مقایسه كرد؟ آیا در آغاز هم دانشگاه تهران همین استانداردهای فعلی را داشت؟ این بحثها و این قیاسها معالفارغ است، هنر دانشگاه آزاد اسلامی این بوده است كه توانسته در یك دوره تكلیفی به رشد كمی و كیفی برسد. شاید دانشگاه در آغاز استانداردهای امروز را نداشته است اما الان ادعا میكنیم كه ارتقای كیفیت و آهنگ رشد در دانشگاه آزاد اسلامی به مراتب بیشتر از دانشگاههای دولتی است. اجازه بدهید نگاهی هم به عملكرد دانشگاه پیام نور در چند وقت اخیر بیندازیم. ریاست محترم دانشگاه پیام نور اعلام كرده است كه تعداد دانشجویان این دانشگاه را از 300 هزار نفر به یك میلیون نفر رسانده است یعنی ظرف دو سال 700 هزار نفر ظرفیت خود را افزایش دادهاند و رشد 200 درصدی داشتهاند، اغلب هم به صورت غیرحضوری در رشتههای فنی و مهندسی و علوم پایه دانشجو جذب كردهاند. آیا دانشگاه پیامنور كه دورههای كارشناسی ارشد غیرحضوری را از 75 رشته به 124 رشته رسانده و دوره دكتری را از سه رشته به 28 رشته ارتقا داده است همه استانداردها را رعایت میكند؟ آیا میتوان قبول كرد كه دوره دكترای الكترونیك به صورت غیرحضوری استاندارد است؟ این مسائل صداقت سخنرانان و كسانی كه به دانشگاه آزاد ایراد میگیرند را زیر سوال میبرد. اصلا چه كسی ادعا كرده است كه تمام كارها و فعالیتهای دانشگاه آزاد اسلامی درست است؟! چه كسی ادعا كرده است كه آقای دكتر جاسبی از مقام عصمت برخوردار است و هیچ خطایی مرتكب نمیشود؟! اما اینگونه ایرادها سیاسی است و كلونیهایی كه این حرفها را مطرح میكنند باعث عقبماندگی كشور خواهند شد، زیرا كه پیام این سخنان این است كه یك میلیون و 500 هزار نفر دانشجوی این دانشگاه یا باید به خارج از كشور میرفتند یا اینكه تحصیل را رها میكردند. اتفاقا ما از نقد منصفانه و انتقادات علمی و اجتماعی در جهت اصلاح و ارتقای مجموعه دانشگاه استقبال میكنیم.
منتقدان صراحتا میگویند كه با مجموعه دانشگاه و كلیت آن مشكلی ندارند و دانشگاه آزاد را به رسمیت میشناسند بلكه هدف آنها مدیریت آقای جاسبی بر این مجموعه است. مسوولان دانشگاه در ادوار گذشته هیچگونه اجازهای جهت فعالیت سیاسی تشكلهای دانشجویی مهیا نكردند یا اینكه با جانبداری از یك جناح سیاسی در انتخابات از نامزدهای این جناح حمایت كرده و امكانات و منابع دانشگاه را استفاده میكردند. مدیریت آقای جاسبی در حوزه اجرایی و توسعه دانشگاه خوب بوده است اما نمیتوانیم منكر شویم كه همین مدیریت ایشان سطح بالایی از نارضایتیهای سیاسی و فرهنگی را به دنبال داشته است. آیا این مسئله را قبول دارید؟
در بحثی كه شما مطرح كردید یك پارادوكس وجود دارد. همه مردم ایران میدانند كه نام آقای جاسبی با دانشگاه آزاد اسلامی گره خورده است. اگر موجودیت دانشگاه خوب است و ضرورت آن در كشور وجود دارد، این موجودیت به وسیله همین مدیریت محقق شده است. اگر میگوییم كه عملكرد دانشگاه خوب بوده و خودش را قبول داریم اما مدیر آن را قبول نداریم متناقض میشود.از سوی دیگر وقتی درباره نارضایتی مردم از دانشگاه حرف میزنیم چه شاخصی وجود دارد. طبیعی است كه وقتی دانشگاه آزاد اسلامی را با دانشگاه دولتی مقایسه میكنید شاید برخی از این مسائل شنیده شود. وقتی دانشگاهی برای تحصیل از مردم پول میگیرد در برابر دانشگاه دیگری كه پول نمیگیرد و هر دو هم در یك شهر هستند قرار میگیرد نباید انتظار داشت كه مردم خیلی راضی باشند. باید نارضایتیها را ریشهیابی كرد. اینگونه حمله به دانشگاه یك نوع عوامفریبی است. همچنین درباره نقد دوم كه مربوط به آقای جاسبی است باید بگویم كه ایشان یك شخصیت سیاسی است و از اول انقلاب تاكنون هم مسوولیتهای مختلفی داشته است. خُب شما یك شخصیت سیاسی به من نشان بدهید كه كار سیاسی نكند. شما از فردی كه دو دوره كاندیدای ریاستجمهوری بوده است انتظار دارید هیچ رفتار سیاسی نداشته باشد؟ طبعا این فعالیت سیاسی، طرفداران یا مخالفانی دارد.اما رفتار ایشان آنگونه كه اكنون ترسیم میكنند غیرمنصفانه نبوده است. اتفاقا در تصمیمات دانشگاه آزاد اسلامی، شاهد دموكراتیكترین روش برای تصمیمگیری و جمعبندی نظرات هستیم.
شما نمیتوانید از واژه دموكراتیكترین استفاده كنید. آیا بهتر نیست بگویید غیرمتمركزترین وجه! چون خودتان هم قبول دارید كه نارضایتی وجود دارد. مثلا برخی بر سر اجباری كردن چادر در دانشگاه اعتراض داشتند و دیدیم آقای جاسبی در دورانی كه نامزد انتخابات ریاستجمهوری شده بود طی حكمی چادر را غیراجباری كردند. حتی در بحث جداسازی دانشجویان هم بخشنامهها و دستورات جدیدی صادر شد. آیا این اقدامات یكسری فعالیتهای انتخاباتی نبود؟
اولا كه چادر را با حكم بر نداشتند بلكه طی حكمی تنفیذ اختیار شد. دقت كنید؛ تصمیمگیری برای پوشش زنان در دانشگاه بر عهده شورای فرهنگی استانها و شهرستانهاست. آقای جاسبی هم در این حكم اعلام كردند كه تصمیم با شورای فرهنگی استانهاست و پس از این حكم، دیگر تصمیمگیری درباره پوشش به خود استانها واگذار شد.
من هنوز پاسخ روشنی برای بحث جانبداری سیاسی مدیریت دانشگاه دریافت نكردم. شما امروز از برخورد سیاسی با دانشگاه آزاد گلایهمند هستید. در حالی كه در ادوار گذشته دانشگاه یعنی مجموعه مدیریتی آن موضعگیری سیاسی داشت. مثلا در سال 76 دانشگاه آزاد به صورت علنی از آقای ناطقنوری حمایت كرد و در انتخابات ریاستجمهوری نهم هم به صورت شخصی به آقای هاشمیرفسنجانی گرایش داشت. شما در مسائل سیاسی مشاركت و ایفای نقش میكنید؛ پس چطور انتظار دارید كه با دانشگاه برخورد سیاسی نشود؟
اتفاقا برای ما غیرمنتظره نیست. گفتمان سیاسی در دانشگاه وجود دارد و عادی است اما من میگویم كه در نقد دانشگاه آزاد اسلامی مصالح ملی را هم منظور كنیم. آقای دكتر جاسبی موضع سیاسی دارد، در انتخابات مشاركت میكند، رقیب هم دارد و همیشه در رقابت سیاسی یك برنده و یك بازنده وجود دارد اما دلیلی ندارد كه وقتی جنگ قدرت و رقابت سیاسی تمام شد به سرمایههای ملی حمله كنیم.
آیا شما درهنگام رقابت سیاسی مواظب بودید كه سرمایه ملی را در معرض تیررس رقیب قرار ندهید؟ چرا ظرف شیشهای دانشگاه را جلوی اجسام سفت قرار دادید؟
بازی سیاسی مثل شطرنج است. همیشه تمام اختیارات دست شما نیست و نمیتوانید با حركت مهرههای خودتان پیروز شوید. من انكار نمیكنم كه دانشگاه آزاد هم اشتباهاتی كرده است. البته فراموش نكنید كه گاهی اوقات هم رقیب شما پس از جستوجو ظرف شیشهای را پیدا كرده و به آن سنگ میزند.
اما آقای رئیسجمهوری میگویند كه اموال منقول و غیرمنقول در اختیار دانشگاه است و تاكنون چندین هزار متر زمین از دولت گرفته است؟
یعنی شما میگویید این دانشگاه باید از كره ماه زمین میآورد؟ خب، این زمینها برای كاربری آموزشی در نظر گرفته شده بودند و خود قانون هم این تصمیم را گرفته بود.ما املایی نوشتهایم و طبیعی است كه چند غلط هم داریم. این املا غلط دارد اما خواندنی است. املای دانشگاه آزاد اسلامی در این كشور تا 500 سال آینده هم خواندنی خواهد بود.
یك واقعیت این است كه دانشگاه در سالهای رشد و توسعه هیچگونه گزارش مالی شفاف به افكار عمومی ارائه نكرد و از سوی دیگر هم رقم بالای شهریه دانشگاه در نقاط محروم و ناعادلانه بودن آنها یكی از محورهایی است كه از سوی منتقدان دولتی در دولت نهم مطرح میشود.
وضعیت مالی دانشگاه هیچ وقت یك وضعیت متمركز نبوده است. شهریهها به یك حساب واحد میرود و در آنجا هم رسیدگی شده و تراز مالی گرفته میشود كه قابل بازبینی است. الان وقتی شما به تكتك واحدها مراجعه كنید تراز مالی معین و روشن دارند. در حال حاضر كدام وزارتخانه تراز مالی خود را به افكار عمومی ارائه میدهد؟ گاهی اوقات مسائلی را میگویند كه گویی خیلی رایج است. اینكه میگویند دانشگاه اطلاعات نمیدهد. چه وقت اینگونه بوده است؟ حقوق، دستمزدها و آثار باقی مانده از دانشگاه مشخص است. اگر نقص دارد آن نقص را روشن كنند.
ولی آقای زاكانی در مجلس هفتم و هیات تحقیق و تفحص نتوانستند به این اطلاعات دسترسی پیدا كنند؟
خیر! دانشگاه آزاد اسلامی تابع مجلس است. اولا كه درخواستی صورت نگرفته است و ثانیا اینكه اگر دانشگاه همكاری نكرده آقای زاكانی باید به مجلس گزارش دهد و مجلس از دانشگاه توضیح بخواهد این مسائل هم مكانیسمهای مشخصی دارند.
من علاقهمندم اول چند موضوع را روشن كنم. اولا اینكه گفتمان سیاسی درباره دانشگاه آزاد اسلامی با گفتمان اجتماعی و علمی درباره آن متفاوت است و بایستی این دو محور را از هم تفكیك كنیم. معمولا اینگونه حرفها بدون هیچ سند و مدرك یا شاهدی مطرح میشود و اغلب جنبه سیاسی دارد و به نظر میرسد این سخنان از درون یك جنگ قدرت بیرون میآید. در جنگ قدرت این قبیل حرفها رایج است و یكی از مسائلی كه در مبارزات سیاسی مطرح میشود. بنابراین به گمانم با گفتمان علمی، دانشگاهی و اجتماعی الگوی بهتری برای گفتوگو خواهیم داشت. درباره سوال شما هم باید بگویم كه ساختار ظاهری دانشگاه آزاد اسلامی مشخص است و از هیات امنا تا شورای مركزی یا روسای واحدها و شورای معاونین همه شناختهشده و معین هستند. این مجموعهها سالی چند بار جلسه میگذارند و حرفهایشان هم در رسانهها منعكس شده و مردم از مصوبات آنها مطلع میشوند. از سوی دیگر نسبت دادن مافیا به دانشگاه آزاد كمی غیرمعمول است زیرا ممكن است در یك موسسه اقتصادی مافیا شكل بگیرد اما در یك موسسه علمی كه نزدیك به یك میلیون و 500 هزار نفر دانشجو دارد و با بدنه دانشجویی جوان و شرایط سنی آنها كه پرسشگر و منتقد هستند به راحتی مافیا شكل نخواهد گرفت. در یك مجموعه با این تعداد دانشجو و 24 هزار نفر عضو هیات علمی چه چیزی را میتوان پنهان كرد؟ اصولا چه مسائلی را میتوان از برابر دیدگان این تعداد ناظر در دانشگاه پنهان نگه داشت؟ من پس از مطالعه مطالب گفتهشده نشانی این حرفها را پیدا نكردم، زیرا در دل این سازمان، چیز پنهانی نداریم و مهمتر اینكه ماهیت آن هم به شكلی است كه مافیا نمیتواند در آن رشد كند. حتی باید گفت كسانی كه به یك موسسه فرهنگی و آموزشی كه گروه زیادی از اساتید دانشگاه و دانشجویان و جوانان فرهیخته این كشور را جذب كرده و كار علمی میكنند، اتهام میزنند، در واقع به ارزشهای جامعه هتاكی میكنند و اگر هم مستندی دارند باید برای اظهار آن تسریع كنند.
وقتی به تاریخچه ابراز مخالفتهای سیاسی با دانشگاه نگاه میكنیم، چند دوره مشهود قابل بررسی است. دوره اول در مجلس سوم بود كه در ابتدای آغاز بهكار این دانشگاه نمایندگان مخالف مدعی بودند كه دانشگاه آزاد مدركفروشی میكند و انتقادات خود را به آقای هاشمیرفسنجانی ابراز میكردند. دوره دوم هم مربوط به مقطع ریاستجمهوری آقای خاتمی بود كه معمولا اصلاحطلبان با مدیریت متمركز و مستبدانه دانشگاه مشكل داشتند اما در دوره اخیر بحث مافیای قدرت و ثروت مطرح شده است. آیا این شكل نقادی در جهت اصلاح و بهبود سطح دانشگاه است؟ شما این نقدها را چطور میبینید؟
اگر روند شكلگیری و توسعه دانشگاه آزاد اسلامی را مرور كنیم پاسخ روشن میشود. تاسیس دانشگاه با قانون اساسی جمهوری اسلامی تقابلی ندارد زیرا آنچه در قانون اساسی آمده است مسئله آموزش رایگان برای دوره آموزش عمومی است و در دوره آموزش عالی، آموزش رایگان نداریم پس تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی منع قانونی ندارد. از سوی دیگر هم رشد 20 برابر، ظرفیت آموزش عالی در كشور محصول وجود دانشگاه آزاد اسلامی است چرا كه ما در ابتدا یك كشور جهانسومی با ظرفیت پایین در آموزش عالی بودیم و نمیتوانستیم خواستههای انبوه متقاضیان جوان را برآورده كنیم طبعا این الگو میبایست توسعه پیدا میكرد. این رشد 20 برابری چگونه حاصل شد؟ واقعیت این است كه دانشگاه آزاد اسلامی این الگو را كشف كرد. یعنی به یك استعداد نهفته به نام رغبت به تحصیلات عالیه فرزندان و سرمایهگذاری برای آن پاسخ داده شد. مردم حاضر شدند تا از پول روزانه و سفره نان خود بزنند و خرج تحصیل فرزندانشان كنند و حركت لاكپشتی دولت پاسخگوی این نیاز نبود. درباره مدیریت متمركز هم باید بگویم كه ما در كشوری زندگی میكنیم كه همه چیز آن متمركز است. شما یك وزارتخانه را به من نشان دهید كه مدیریت آن متمركز نباشد. اتفاقا اگر هم شاهدی برای مدیریت غیرمتمركز در كشور وجود داشته باشد همین دانشگاه آزاد اسلامی است. زیرا بودجه آن كاملا غیرمتمركز است. یعنی روسای واحدها پول را از دانشجویان میگیرند و در همان شهر و با قواعد و قوانین وضعشده، خرج میكنند. تنها به جز یك سرانه محدود و ناچیز كه بابت هر دانشجو به سازمان مركزی پرداخت میشود بقیه پول كاملا در همان شهر مصرف میشود. از سوی دیگر وقتی بهترین ساختمانهای یك شهر كوچك به دانشگاه آزاد اسلامی تعلق دارد نشان میدهد كه پول به سرمایه ملی و محلی تبدیل شده است. درباره مافیای ثروت و قدرت هم باید بگویم كه بلی! در دانشگاه آزاد ثروت زیادی انباشته شده است اما باید دید كه این ثروت كجاست؟ در حساب جاری چه شخصی تلنبار شده است؟ این ثروت به زمین، ساختمان و 13 میلیون متر فضای آموزشی تبدیل شده است كه در دورترین و محرومترین نقاط كشور مستقر هستند. من از كسی كه درباره مافیای ثروت در دانشگاه آزاد اسلامی صحبت میكند سوال میكنم كه مالكیت دانشگاه آزاد اسلامی در شهر فردوس زابل و یا میناب برای چه كسی است؟ واقعیت این است كه مردمان محروم همان مناطق مالك اصلی هستند و این سخنان عوامفریبی است زیرا این ثروت انبوه در كشور قانونا هیچ مالك خصوصی ندارد و مافیای قدرت؟! شما یك سند به من نشان بدهید كه ثابت كند كوچكترین بخش از این مجموعه یك مالك خصوصی دارد یا اینكه فرد یا سازمانی از آن سود میبرند.
آقای دکتر، بحث دیگر درباره مفسده مدیریت در این دانشگاه است. مثلا بحث انتصاب برادرخانم آقای جاسبی به عنوان معاونت عمرانی پروژهها و اتهام الیگارشی فامیلی و رفاقتی در مدیریت دانشگاه وجود دارد. شما به عنوان مدیركل انتصابات چه توضیحی دارید؟
بنده در دانشگاه آزاد اسلامی كار میكنم و قبل از اینجا هم در جاهای دیگر مشغول به كار بودهام. بالاخره باید از این الیگارشی یك سند یا شواهدی وجود داشته باشد. اولا اینكه معاونت عمرانی برعهده برادرخانم دكتر جاسبی نیست بلكه در دورانی این مسوولیت بر عهده برادرخانم اخوی دكتر جاسبی بود. ایشان یك مهندس هستند كه در واحد علوم و تحقیقات در كنار صدها مهندس دیگر مشغول به كار بودند و بازده كارشان هم ارزشمند است زیرا واحد علوم و تحقیقات را ساختهاند. ببینید، اگر بخواهیم روی این مسائل دست بگذاریم باید همه شهر را دستگیر كنیم مثلا در همین دولت كنونی چه تعداد از مدیریتها فامیلی است. دولتهای قبلی در این زمینه چطور بودند؟ مسئله این است كه عمل خلاف قانون صورت گرفته است یا خیر؟ واقعیت این است كه فراوانی اینگونه مسائل در دانشگاه بسیار نازل است. فرزندان دكتر جاسبی در این دانشگاه نیستند. تنها یكی از پسران ایشان عضو هیات علمی است و تدریس میكند و هیچیك از نزدیكان ایشان در دانشگاه پستی ندارند. هر كس لیاقت، استحقاق و علم و تقوی دارد باید به او پست داد و نسبت فامیلی ملاك نیست. چنین چیزهایی در دانشگاه آزاد اسلامی واقعیت ندارد.
یكی از انتقادات مهم دولت نهم این است كه استانداردها در این دانشگاه رعایت نمیشود و شهریهها با خدمات آموزشی كه به دانشجویان ارائه میشود تناسبی ندارد. شاید این آسیب چیزی است كه دولتهای قبلی چندان به آن نپرداختهاند و صرفا بحث سیاسی مطرح نیست. در واقع دانشگاه آزاد برای پاسخ به عدمرعایت استانداردهای آموزشی چه پاسخی دارد؟
من نمیگویم كه تمام استانداردها به صورت دقیق اجرا میشود اما باید دید كه اولا آیا این استانداردها در دانشگاههای دولتی رعایت میشوند؟ این مجموعه یك دانشگاه نوبنیاد است كه در سال 61 تاسیس شده و نمیتوان آن را با دانشگاه تهران كه 75 سال پیش تاسیس شده است مقایسه كرد؟ آیا در آغاز هم دانشگاه تهران همین استانداردهای فعلی را داشت؟ این بحثها و این قیاسها معالفارغ است، هنر دانشگاه آزاد اسلامی این بوده است كه توانسته در یك دوره تكلیفی به رشد كمی و كیفی برسد. شاید دانشگاه در آغاز استانداردهای امروز را نداشته است اما الان ادعا میكنیم كه ارتقای كیفیت و آهنگ رشد در دانشگاه آزاد اسلامی به مراتب بیشتر از دانشگاههای دولتی است. اجازه بدهید نگاهی هم به عملكرد دانشگاه پیام نور در چند وقت اخیر بیندازیم. ریاست محترم دانشگاه پیام نور اعلام كرده است كه تعداد دانشجویان این دانشگاه را از 300 هزار نفر به یك میلیون نفر رسانده است یعنی ظرف دو سال 700 هزار نفر ظرفیت خود را افزایش دادهاند و رشد 200 درصدی داشتهاند، اغلب هم به صورت غیرحضوری در رشتههای فنی و مهندسی و علوم پایه دانشجو جذب كردهاند. آیا دانشگاه پیامنور كه دورههای كارشناسی ارشد غیرحضوری را از 75 رشته به 124 رشته رسانده و دوره دكتری را از سه رشته به 28 رشته ارتقا داده است همه استانداردها را رعایت میكند؟ آیا میتوان قبول كرد كه دوره دكترای الكترونیك به صورت غیرحضوری استاندارد است؟ این مسائل صداقت سخنرانان و كسانی كه به دانشگاه آزاد ایراد میگیرند را زیر سوال میبرد. اصلا چه كسی ادعا كرده است كه تمام كارها و فعالیتهای دانشگاه آزاد اسلامی درست است؟! چه كسی ادعا كرده است كه آقای دكتر جاسبی از مقام عصمت برخوردار است و هیچ خطایی مرتكب نمیشود؟! اما اینگونه ایرادها سیاسی است و كلونیهایی كه این حرفها را مطرح میكنند باعث عقبماندگی كشور خواهند شد، زیرا كه پیام این سخنان این است كه یك میلیون و 500 هزار نفر دانشجوی این دانشگاه یا باید به خارج از كشور میرفتند یا اینكه تحصیل را رها میكردند. اتفاقا ما از نقد منصفانه و انتقادات علمی و اجتماعی در جهت اصلاح و ارتقای مجموعه دانشگاه استقبال میكنیم.
منتقدان صراحتا میگویند كه با مجموعه دانشگاه و كلیت آن مشكلی ندارند و دانشگاه آزاد را به رسمیت میشناسند بلكه هدف آنها مدیریت آقای جاسبی بر این مجموعه است. مسوولان دانشگاه در ادوار گذشته هیچگونه اجازهای جهت فعالیت سیاسی تشكلهای دانشجویی مهیا نكردند یا اینكه با جانبداری از یك جناح سیاسی در انتخابات از نامزدهای این جناح حمایت كرده و امكانات و منابع دانشگاه را استفاده میكردند. مدیریت آقای جاسبی در حوزه اجرایی و توسعه دانشگاه خوب بوده است اما نمیتوانیم منكر شویم كه همین مدیریت ایشان سطح بالایی از نارضایتیهای سیاسی و فرهنگی را به دنبال داشته است. آیا این مسئله را قبول دارید؟
در بحثی كه شما مطرح كردید یك پارادوكس وجود دارد. همه مردم ایران میدانند كه نام آقای جاسبی با دانشگاه آزاد اسلامی گره خورده است. اگر موجودیت دانشگاه خوب است و ضرورت آن در كشور وجود دارد، این موجودیت به وسیله همین مدیریت محقق شده است. اگر میگوییم كه عملكرد دانشگاه خوب بوده و خودش را قبول داریم اما مدیر آن را قبول نداریم متناقض میشود.از سوی دیگر وقتی درباره نارضایتی مردم از دانشگاه حرف میزنیم چه شاخصی وجود دارد. طبیعی است كه وقتی دانشگاه آزاد اسلامی را با دانشگاه دولتی مقایسه میكنید شاید برخی از این مسائل شنیده شود. وقتی دانشگاهی برای تحصیل از مردم پول میگیرد در برابر دانشگاه دیگری كه پول نمیگیرد و هر دو هم در یك شهر هستند قرار میگیرد نباید انتظار داشت كه مردم خیلی راضی باشند. باید نارضایتیها را ریشهیابی كرد. اینگونه حمله به دانشگاه یك نوع عوامفریبی است. همچنین درباره نقد دوم كه مربوط به آقای جاسبی است باید بگویم كه ایشان یك شخصیت سیاسی است و از اول انقلاب تاكنون هم مسوولیتهای مختلفی داشته است. خُب شما یك شخصیت سیاسی به من نشان بدهید كه كار سیاسی نكند. شما از فردی كه دو دوره كاندیدای ریاستجمهوری بوده است انتظار دارید هیچ رفتار سیاسی نداشته باشد؟ طبعا این فعالیت سیاسی، طرفداران یا مخالفانی دارد.اما رفتار ایشان آنگونه كه اكنون ترسیم میكنند غیرمنصفانه نبوده است. اتفاقا در تصمیمات دانشگاه آزاد اسلامی، شاهد دموكراتیكترین روش برای تصمیمگیری و جمعبندی نظرات هستیم.
شما نمیتوانید از واژه دموكراتیكترین استفاده كنید. آیا بهتر نیست بگویید غیرمتمركزترین وجه! چون خودتان هم قبول دارید كه نارضایتی وجود دارد. مثلا برخی بر سر اجباری كردن چادر در دانشگاه اعتراض داشتند و دیدیم آقای جاسبی در دورانی كه نامزد انتخابات ریاستجمهوری شده بود طی حكمی چادر را غیراجباری كردند. حتی در بحث جداسازی دانشجویان هم بخشنامهها و دستورات جدیدی صادر شد. آیا این اقدامات یكسری فعالیتهای انتخاباتی نبود؟
اولا كه چادر را با حكم بر نداشتند بلكه طی حكمی تنفیذ اختیار شد. دقت كنید؛ تصمیمگیری برای پوشش زنان در دانشگاه بر عهده شورای فرهنگی استانها و شهرستانهاست. آقای جاسبی هم در این حكم اعلام كردند كه تصمیم با شورای فرهنگی استانهاست و پس از این حكم، دیگر تصمیمگیری درباره پوشش به خود استانها واگذار شد.
من هنوز پاسخ روشنی برای بحث جانبداری سیاسی مدیریت دانشگاه دریافت نكردم. شما امروز از برخورد سیاسی با دانشگاه آزاد گلایهمند هستید. در حالی كه در ادوار گذشته دانشگاه یعنی مجموعه مدیریتی آن موضعگیری سیاسی داشت. مثلا در سال 76 دانشگاه آزاد به صورت علنی از آقای ناطقنوری حمایت كرد و در انتخابات ریاستجمهوری نهم هم به صورت شخصی به آقای هاشمیرفسنجانی گرایش داشت. شما در مسائل سیاسی مشاركت و ایفای نقش میكنید؛ پس چطور انتظار دارید كه با دانشگاه برخورد سیاسی نشود؟
اتفاقا برای ما غیرمنتظره نیست. گفتمان سیاسی در دانشگاه وجود دارد و عادی است اما من میگویم كه در نقد دانشگاه آزاد اسلامی مصالح ملی را هم منظور كنیم. آقای دكتر جاسبی موضع سیاسی دارد، در انتخابات مشاركت میكند، رقیب هم دارد و همیشه در رقابت سیاسی یك برنده و یك بازنده وجود دارد اما دلیلی ندارد كه وقتی جنگ قدرت و رقابت سیاسی تمام شد به سرمایههای ملی حمله كنیم.
آیا شما درهنگام رقابت سیاسی مواظب بودید كه سرمایه ملی را در معرض تیررس رقیب قرار ندهید؟ چرا ظرف شیشهای دانشگاه را جلوی اجسام سفت قرار دادید؟
بازی سیاسی مثل شطرنج است. همیشه تمام اختیارات دست شما نیست و نمیتوانید با حركت مهرههای خودتان پیروز شوید. من انكار نمیكنم كه دانشگاه آزاد هم اشتباهاتی كرده است. البته فراموش نكنید كه گاهی اوقات هم رقیب شما پس از جستوجو ظرف شیشهای را پیدا كرده و به آن سنگ میزند.
اما آقای رئیسجمهوری میگویند كه اموال منقول و غیرمنقول در اختیار دانشگاه است و تاكنون چندین هزار متر زمین از دولت گرفته است؟
یعنی شما میگویید این دانشگاه باید از كره ماه زمین میآورد؟ خب، این زمینها برای كاربری آموزشی در نظر گرفته شده بودند و خود قانون هم این تصمیم را گرفته بود.ما املایی نوشتهایم و طبیعی است كه چند غلط هم داریم. این املا غلط دارد اما خواندنی است. املای دانشگاه آزاد اسلامی در این كشور تا 500 سال آینده هم خواندنی خواهد بود.
یك واقعیت این است كه دانشگاه در سالهای رشد و توسعه هیچگونه گزارش مالی شفاف به افكار عمومی ارائه نكرد و از سوی دیگر هم رقم بالای شهریه دانشگاه در نقاط محروم و ناعادلانه بودن آنها یكی از محورهایی است كه از سوی منتقدان دولتی در دولت نهم مطرح میشود.
وضعیت مالی دانشگاه هیچ وقت یك وضعیت متمركز نبوده است. شهریهها به یك حساب واحد میرود و در آنجا هم رسیدگی شده و تراز مالی گرفته میشود كه قابل بازبینی است. الان وقتی شما به تكتك واحدها مراجعه كنید تراز مالی معین و روشن دارند. در حال حاضر كدام وزارتخانه تراز مالی خود را به افكار عمومی ارائه میدهد؟ گاهی اوقات مسائلی را میگویند كه گویی خیلی رایج است. اینكه میگویند دانشگاه اطلاعات نمیدهد. چه وقت اینگونه بوده است؟ حقوق، دستمزدها و آثار باقی مانده از دانشگاه مشخص است. اگر نقص دارد آن نقص را روشن كنند.
ولی آقای زاكانی در مجلس هفتم و هیات تحقیق و تفحص نتوانستند به این اطلاعات دسترسی پیدا كنند؟
خیر! دانشگاه آزاد اسلامی تابع مجلس است. اولا كه درخواستی صورت نگرفته است و ثانیا اینكه اگر دانشگاه همكاری نكرده آقای زاكانی باید به مجلس گزارش دهد و مجلس از دانشگاه توضیح بخواهد این مسائل هم مكانیسمهای مشخصی دارند.
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر ۱۳۸۷ ساعت 18:49 توسط محمدحسین صیافی
|
[واتقوالله ان الله شدیدالعقاب]